photo1

چند وقت پیش داشتم تو خیابون رد می شدم دیدم یک هنرمند نشسته داره تابلو می نویسه . نا خداگاه این نوشته از بین اون همه نوشته توجهم و به خودم جلب کرد . اولش نمی دونستم چرا خریدمش . شاید حکمتی توش داشته … شاید اون پیرمرد خطاط یه چیزی می خواست بهم بگه … در هر حال این رو یادگاری نگرش داشتم … واقعا چرا ادم ها وقتی که هم دیگرو دارن قدرشون رو نمی دونن وقتی اون رو از دست میدن تازه می فهمنن که چی شده!؟

نگارش یافته توسط فرشاد اسماعیلیان در ۲۰ فروردین ۱۳۸۸ ، ساعت ۹:۴۴ بعد از ظهر - نوشته های شخصی - نظرات (۶)
می توانید نظرات این نوشته را با خوراک RSS 2.0 پیگیری کنید. شما می توانید نظر خود را ثبت کنید.

نظرات (۶ نظر)
  1.  Shadmehr:

    Nemitavanim az 2staneman joda shavim. Nemitavanim bogzarim fereshtehayeman az dasteman beravand. Zira in ra nemibinim k aanha miravand ta fereshtehayi bozorgtar be soragheman biyayand albate agar bozorgtarin fereshte ra az dast nadade bashim;-)

  2.  مهیار:

    salam

    tabadol link mikonid?

    مرکز دانلود برنامه وکرک
    http://www.tafrihi.ir

    اخباربازیگران هالیوود وایران
    http://blog.tafrihi.com

    khabar bedid

    bye

  3.  فرشاد اسماعیلیان:

    مرسی مهیار جان خوشحال میشم

  4.  Mohammad_Islam:

    “بسم الله الرحمن الرحیم”
    باسلام و درودخدمت آقای فرشید اسماعیلیان،
    واقعاً پیرمرد خطاط خط زیبایی دارد.
    بنده خودم نیز خطاط میباشم.
    احساسی که درپیرمرد بوده است در خطش به راحتی حس میشود.
    این جمله در ایران ما مصداق دارد چه بزرگانی که به عرصه هنر ظهور میکنند و چه بی محلی هایی که نمیشود.چه هنرمندانی که از دنیا نمیروند و یادی ازآنان نمیشود.

  5.  فرشاد اسماعیلیان:

    سلام
    بله این نوشته برای ما خاطره بیاد ماندنی شد!

  6.  manizheh:

    خیلی نکته قشنگی بود .
    موفق باشید

ثبت نظر
متن نظر: